X
تبلیغات
رایتل
عروسک خانوم
  
 یه عروسک مهربون
 
آرشیو
 
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386
سوتی یا تابلو بازی ؟

سلام

۱ـ چند روز پیش یه بنده خدایی اومد گفت عروسک جان برات آدامس خریدم منم گفتم مرسی  بعد که آدامسارو  بهم داد من اینجوری یه نگاه به اون میکنم یه نگاه به آدامسا فکر میکنید چی بود؟؟؟ بله  اوناعصاره های گالینابلانکا و مگی بودن بهش میگم تو واقعا اینارو جای آدامس خریدی میگه آره به فروشنده گفتم آقا ۵ تا از این آدامسا بدین اونم داد گفتم باشه فقط به کسی چیزی نگو

۲ـ دیروز میخواستم صبح زود یه سر برم دانشگاه همه خواب بودن دلم  نیومد   بیدارشون  کنم که منو برسونن خودمم از زور بی خوابی انگار داشتن تو چشمام میخ فرو میکردن دیدم اگه خودم برم احتمالا  چند نفری  نفله بشن برای همین زنگ زدم یه تاکسی بعد دیدم دیر کرد زنگ زدم بهش میگم آقای پ پس شما کجایین؟؟؟من دیرم شده میگه : خانوم من سر چیزم دارم میام

فعلا بای

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 99966


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
JavaScript Codes
 
 
یادداشت های من ۞  نسیم صبــــــا ۞ خونه عشقمون