X
تبلیغات
رایتل
عروسک خانوم
  
 یه عروسک مهربون
 
آرشیو
 
یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1386
من عروسک خانوم یک مگس خوردم

نه نه نه اخه چرااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چراااااااااااا من ؟؟؟؟؟؟؟

میدونید چی شد؟؟؟ بذارید از اول بگم

دیروز عصری دور هم نشسته بودیم من داشتم با آب و تاب  در باره یه موضوع مهم حرف میزدم

از چند دقیقه قبلش یه بچه مگس که نمیدونم از کجا اومده بود (‌‌آخه ما اصلا مگس نداریم ) احتمالا تازه به دنیا اومده بود عمرش به دنیا نبود خلاصه گیر داده بود به من دور سرم میچرخید   بعد از کلی سمج بازی لعنتی اومد رفت تو دهنم

آره رفت پایین باورتون میشه ؟؟؟ تا چند ثانیه میخکوب شدم باورم نمیشد مگسه رفته پایین بعد اینجوری

بعدش پا شدم مثل دیوونه ها دور خودم میچرخیدم و آبلیمو میخوردم

وایییییییییی مامان چندشم میشه دلمو سفت گرفته بودم میتر سیدم  تو شکمم پرواز کنه

خلاصه که بد چیزی بود آخه بابا این همه آدم اونجا نشسته بود چرا یه راست رفت تو حلق من؟؟  

تنها امیدم اینه که چون مگسه بچه بوده خیلی تمیز بوده و رو چیزای بد نشسته

مگسه تمیز بوده دیگه ؟؟؟ مگه نه ؟؟؟ آره تمیز بوده من میدونم تمیز بوده آره مگس تمیزی بود  تمیز مگسی بود

حالا همه به جا دلداری دادن هر هر کر کر میکنن مگه چیه تا حالا ندیدید یه  خانوم محترم  مگس بخوره

حالا اینا یه طرف داداشم اومده میگه مگسه چه مزه ای بود؟ انگار من مگسه رو جوییدم که ببینم چه مزه ای بود میگه اشکال نداره مقویه

 تجربه بدی بود خدا نصیب گرگ بیابون نکنه

اینم مال شما

LOVE


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 99865


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
JavaScript Codes
 
 
یادداشت های من ۞  نسیم صبــــــا ۞ خونه عشقمون