X
تبلیغات
رایتل
عروسک خانوم
  
 یه عروسک مهربون
 
آرشیو
 
شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1386
حلزون

عجب روزگاری شده مادر

 دیگه حلزونا هم آدمو میپیچونن   فقط مونده بود از یه حلزون فسقلی رودست بخورم چند روز پیش رفتم خونه خواهرم دیدم اینجوری شده میگم چی شده ؟؟؟ میگه حلزون لای سبزی بود منم  اینطوری  حلزونرو برداشتم گذشتم توی پلاستیک ۲تا برگ  ریحونم گذاشتم براش که حال کنه بقیه هم اینطوری نگاه میکردن

حالا اصل موضوع اینه که این حلزونه خیلی درب و داغون بود یعنی کامل نبود شکستگی هم داشت خلاصه  آوردمش خونه حلزونرو گذشتم تو باغچه آب هم ریختم  فرداش اومدم دیدم حلزونه تکون نخورده دیگه داشتم قطع امید  میکردم و خدا بیامرزی میگفتم که پس فرداش اومدم  دیدم نیست آره حلزونه نبود نامرد رفته آقا منو پیچوند   حتما الان هم نشسته یه گوشه داره به من میخنده

و اما مدیتیشن

امروز داشتم مدیتیشن  میکردم خیلی حال داد شما هم امتحان کنید بیایید با هم انجام بدیم

آماده اید؟؟؟ چشماتونو ببندید یه نفس عمیق بکشید فقط به این چیزایی که من میگم فکر کنید تضمینیه اعصابتون خیلی آروم میشه شروع میکنیم  نفس عمیق بکشید  ۳ ۲ ۱ شروع شد

  ۲۰شهریور تو ی  گرما  کلاسای من  شروع میشه ماه رمضون هم که هست روزی هم ۸ ساعت کلاس که باید با پوشش مناسب  عین ۸ساعتشو هم باید جزوه بنویسی هم حواست به حرفای استاد باشه به اینها تشنگی و گرسنگی و گرما رو هم اضافه کنید بعدشم که درب و داغون میای خونه بعد از افطار باید به فکر درسای فردا باشی چون استادای ما دانشگاه رو با دبستان عوضی گرفتن اکثرا درس میپرسن  بعدم بیهوش بشی و فرداش از ۸ صبح کلاس داشته باشی خوب حالا دوباره نفس عمیق بکشید چشماتونو باز کنید اعصابتون خیلی آروم شد نه؟ میدونم خیلی لذت بخشه دلم نیومد به شما نگم

 

راستی تولد حضرت علی علیه السلام رو به همه آقایون مخصوصا پدرها تبریک میگم

 

عید همگی مبارک

عیدتون مبارک .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 99865


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
JavaScript Codes
 
 
یادداشت های من ۞  نسیم صبــــــا ۞ خونه عشقمون