X
تبلیغات
رایتل
عروسک خانوم
  
 یه عروسک مهربون
 
آرشیو
 
جمعه 27 مهر‌ماه سال 1386

سلام

دیدی بالاخره  اپ کردم دیدی؟

وجدانا کی رو  دیدی انقدر مرتب اپ کنه؟

عروسک خانوم هستم در نقش کاغذ لای منگنه 

 واقعا فکر میکنم دارم له میشم

فشار درس با سرما خوردگی و .... که همراه شه اون موقع س که زندگی شیرین میشود

اگه هر هر کردنامون نبود  که هیچی  واقعا  چه جوری میشه کرکره یه نیش زیادی باز رو کشید پایین؟چند روز پیش انقدر هرهر کردم که یکی از دوستام میگه مگه سادیسم داری اینجوری میخندی؟

ولی جدی روزی چند نفر از خنده های من به وجد میان و میخندنباور کن راست میگم به جون کوکب خانوم راست میگم اصلا به جون اون نه به جون دهقان و پترس راست میگم یه شب کوکب و دهقان و پترس اومدن تو خوابم گفتن چرا دست از سر ما بر  نمیداری؟ولمون کن دیگه بعدشم میخواستن گیسامو بکشن منو ببرن بزنن که فرار کردم باور کن به جون ۳تا ییشون راست میگم

 

شدیدا سرما خوردم  همچین عطسه میکنم که  بقیه   رعشه گرفتن  شبا هم تا صبح با بختک گپ میزنیم نفسم بالا نمیاد  من واقعا شرمنده سیستم دفاعی بدنم شدم اخه چه قدر مقاومت  به افتخارش  یه کف مرتب       شله   شله

وجدانا شد یه بار من سالم بیام اپ کنم؟

تازه منتظر بودم جای ازمایشم کامل خوب شه بعد اپ کنم (خودم میدونم گندشو در اوردم)

فکر کردی الکیه عزیز من؟ازمایش دادم ازمایش چند سی سی خون از ادم میگیرن میدونی یعنی چی؟

دیروز پیشی یهو دیوونه بازیش گل کرد شروع کرد جفتک انداختن  منم  داشتم قربون صدقش میرفتم  که  رفت روی مبل یکمی که اونجا ورجه وورجه کرد یهو رفت از زیر دسته مبل بهش اویزون شد نمیدونم چی شد یهو از اون لا گرومپی افتاد رو زمین حالا تا اینجاش که من از خنده ولو شدم وقتی افتاد زمین با قیافه جدی رفت زیر یکی دیگه از مبلا لم داد باورتون میشه بگم مثل ادمای افسرده شده بود؟ بعدشم  یه نیم ساعتی رفت پشت پرده نشست (اصلا سابقه نداشت بره پشت پرده بشینه)دوباره اومد زیر مبل عین ادمای دپرس زل زده بود به دیوار روبروش محل ما هم نمیذاشت بابام میگه جلوی ما کنف شد اعصابش خورد شده  مامانم میگه از اونجا افتاده مغزش معیوب شده  این کارارو میکنه دادشم میگه  اصلا مغزی تو کار نبود که معیوب شه این از اول تعطیل بود

ببین چه چیزایی که به پیشی من نسبت نمیدن بعدشم  همچین اخلاقش سگی شده بود من به شوخی یکی زدم به پاش برگشت محکم زد رو پام

نمیدونم چرا چند  روزه هوس کردم دربزنم فرار کنم؟ ( اینم یه جور سادیسمه دیگه)چند روز پیش با ۲تا از دوستام تصمیم گرفتیم یکمی از این پاستوریزه بودن در بیایم و اذیت  کنیم رفتیم در یکی از کلاسارو زدیمو و د فرار  بعد از  ۵دقیقه مثل ببعی دویدن و  هرهر و کرکرو کف سالن ولو شدن  دیدیم هیچ خبری نیست رفتیم در کلاسرو باز کریم  دیدیم  هیچ کس توش نیستمدیونی اگه فکر کنی ما ضایع شدیم

 

 راستی چند روزه پیشی میره ولگردی اخر شبا با چشای  کور ماکوری بر میگرده خونه  من نمیدونم چی میشه اون چشای به اون درشتی میشه اندازه نخود چی؟ با چشای چوب کبریتی بر میگرده خونه محل منم نمیذاره یه چیزی میخوره بعدشم بیهوش میشه نکنه مواد میکشه؟هی مادر اینهمه پسر بزرگ کن اخرش اینطوری  من فکر کنم همش زیر سر اون گربه بی ریخته س بیخود نیست دمش از وسط کنده شده  اگه ادم بود که دمش سالم  میموند  فکر کنم تو نزاع های دسته جمعی شرکت میکنه

دیشب برای اولین بار از یه پیشی ترسیدم تو حیاط نشسته بودم تو حال خودم بودم خیلی رومانتیک سرمو بلند کردم اسمونو ببینم یهو این قیافرو لب دیوار دیدم نمیدونم چرا منو اینطوری نگاه میکرد؟فکر کن یه صورت سیاه توش دو چشم سبز بد رنگ تو تاریکی شب بهت زل بزنه فکر کنم از لوله بخاری بیرون اومده بود

خوب   من دیگه  برم بخوابم(ساعت ۸ است) کو کو اخه  نه اینکه از خروس خونبیدار شدم همینطورم فعالیت داشتم بایدم الان  برم لالا

راستی دفعه دیگه به این زودیا  منتظر اپ نباشیداااااااافقط این دفعه رو زود اپ کردم

خدا حافظ تا اپ بعدی 

اینم مال شمادوستتون دارم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 99865


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
JavaScript Codes
 
 
یادداشت های من ۞  نسیم صبــــــا ۞ خونه عشقمون